مى رسد روزى که بى من روزهارا سرکنى

مى رسد روزى که بى من روزهارا سرکنى
مى رسد روزى که مرگ راباور کنى
مى رسدروزى که تنهادر کنار قبرمن
شعرهاى کهنه ام راموبه مو ازبرکنى
دیدگاه ها (۴)

چهار سال دوری و بی‌خبری…و حالا بی‌خبر آمده، فقط برای دیدن ما...

«آیا کنارم خواهی ماند؟حال که روی دیگرم را دیدی، ترکم می‌کنی؟...

از من می پرسند عشق بهتر است یا دوست داشتنمی گویم:دوست داشتن،...

گیج می خُورَد دِلَم، پشت خاکریزهامصر آرزو کجاست آه ای عزیزها...

رمان: فراموش شدهفصل ۲: پیتر و دفترچه شومپیتر، برادر بزرگتر، ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

موسیقی

هرچقدر بیشتر می‌گذردمی‌فهمم برای این حجم از دلتنگیبرنامه‌ریز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط