رمان فرفری من

رمان فرفری من
پارت پنجم

یکم که دقت کردم دیدم درش بازه و یه وانت جلوشه و چند نفر دارنوسایل خونه را میبرن داخل.
یه پسر جون و جذاب کنار شاسی بلند وایساده بود که فکرکنم صاحب خانه بود.
وای حاجی ولی عجب پسره ها خیلی کراشه.
همینجوری زل زده بودم بهش و تو فکر بودم که اومد سمتم
پسره: مشکلی پیش اومده؟با من کاری داشتین خانم؟
جنی: هاا......چی.....ن........ه نه کاری ندارم باهاتون
پسره:آها آخه چند دقیقست که دارید منو نگاه میکنیدفکر کردم با من کار دارید.
جنی با خودش گفت:
ریدم تو این شانس آخه دختر نمیگی اینجوری زل زدی بهش شک میکنه؟
رفتم داخل خانه هیچکس نبود زنگ زدم به داداشم که بعد از چهار تا بوق جواب داد:
سوجو: بگو
جنی: اولن سلامت کو دومن کجا رفتین چرا هیچکس نیست؟
سوجو: بابا که سرکاره منم که با دوستم رفتم پارک مامانو نمیدونم.

ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۱)

رمان فرفری من پارت ششمجنی: ممنون از راهنماییت انیشتین سوجو: ...

رمان فرفری من پارت هفتمجنی:بلهصداش نیومد.صداتون نمیاد الان م...

رمان فرفری من پارت چهارمرزي آروم در گوشم گفت:خفه شو حالا دوت...

رمان فرفری من پارت سومرفتیم نشستیم که یک پسوری از پشت سرمون...

بیب من برمیگردمپارت : 104اروم در اتاق رو باز کردم که دیدم جن...

دختری که آرزو داشت

پارت ۳ ویو جونگین : وقتی پدرم موضوع ازدواج منو ا.ت رو گفت اع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط