ای قلب من ، بارانی ات کردند و رفتند

ای قلب من ، بارانی ات کردند و رفتند
کنج قفس ، زندانی ات کردند و رفتند

در سایه های شب ، تورا تنها نوشتند
سرشار سرگردانی ات ، کردند و رفتند

احساس پاکت را ، همه تکفیر کردند
محکومِ بی ایمانی ات ، کردند و رفتند

هرشب تورا دعوت ، به بزم تازه کردند
در بزمشان ، قربانی ات کردند و رفتند
دیدگاه ها (۳)

بیقرارم من قرارم را کجا پیدا کنم شب نصیبم روزگارم را کجا...

من مانده ام به پای تو و روزگار تو ای آنکه گشته هستی من بی قر...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

کشید.و با صدای که بوی از درد و دوید از آتش درون قلبش فریاد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط