خداوندا ، شبی همراز من گفت:

خداوندا ، شبی همراز من گفت:
که نیک و بد در این دنیا قیاسیست
دلم خون شد ز بی دردی خدایا
چو مینالم مگو از ناسپاسیست
اگر دردی در این دنیا نباشد
کسی را لذت شادی عیان نیست
چه حاصل دارم از این زندگانی
که گر غم نیست ، شادی هم در آن نیست
(سیمین)
دیدگاه ها (۵)

گفته بودی "تو بگو"چه بگویم ای دوستکه سزاوار شنیدن باشدزیر شل...

پیش میرومتا آنجا که جبر مرا پیش خواهد برداما...اما وای بر رو...

درد یک پنجره را ، پنجره ها میفهمندمعنی کور شدن را گره ها میف...

یه وقتهایی باید رفت...آن هم با پای خودت...باید جاتو تو زندگی...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

خداوندا شبی همراز من گفتکه نیک و بد در این دنیا قیاسیستدلم خ...

اگر دردی در این دنیا نباشدکسی را لذت شادی عیان نیست؛چه حاصل ...

اگر دردی در این دنیا نباشدکسی را لذتِ شادی عیان نیستچه حاصل ...

اگر دستی کسی سوی من آردگریزم از وی و دستش نگیرمبه چشمم بنگرد...

(شعر از خودم) گر پیش رخم صورت آن یار نباشد× بگذار بنالم که ج...

دلم خاک تو شد گو باش من خون می‌خورم باری دلم خاک تو شد گو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط