در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…
آرام چون پروانه ای ، رقصید و من بوسیدمش…

همپا شدم با گام او ، با ناز و با ایهام او،
با نم نم آوازها،چرخید و من بوسیدمش…

در دشت و صحرای دلم ،امید بارش داشتم
چون نرگسی درسینه ام ،روئیدو من بوسیدمش…

گفتم فدایت جان من، کی میشوی مهمان من
آهسته در رویای من ، لغزید و من بوسیدمش…

رفتم کمی مستی کنم ، تا اوج همدستی کنم
درجام احساس اندکی ،جوشید و من بوسیدمش…
دیدگاه ها (۲)

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…آرام چون پروانه ای ،...

...در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…آرام چون پروانه ا...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…آرام چون پروانه ای ،...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…آرام چون پروانه ای ،...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمشآرام چون پروانه ای ، ...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمشآرام چون پروانه ای ، ...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمشآرام چون پروانه ای ، ...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمشآرام چون پروانه ای ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط