لیلی دم درمنتظرآمدنم بود
لیلی دم درمنتظرآمدنم بود
عطرنفسش علت مجنون شدنم بود
من هم چواویس قرنم خرده مگیرید
لطمه زدنم پاسخ دندان شکنم بود
دادم گره ای شال عزارابه درآن
هشت ضلعی زیباکه نشان وطنم بود
من سینه زنم سینه زن سینه شکسته
اوقات خوشم ساعت سینه زدنم بود
دوماه پس ازماه عزادخترکم دید
آثارکبودی همه روی بدنم بود
ازدوست بلیط سفرعشق گرفتم
زیراکه بدل مهروغم بی کفنم بود
هرجاکه غروبی دوسه خط مرثیه خواندم
زهرای بتول مستمع وگریه کنم بود
وقتی که به مرثیه ی انگشت رسیدم
دیدم که میاندارعقیق یمنم بود
درگوشه ی پرونده ی من فاطمه بنویس
یک عمرعزادارحسین وحسنم بود
عطرنفسش علت مجنون شدنم بود
من هم چواویس قرنم خرده مگیرید
لطمه زدنم پاسخ دندان شکنم بود
دادم گره ای شال عزارابه درآن
هشت ضلعی زیباکه نشان وطنم بود
من سینه زنم سینه زن سینه شکسته
اوقات خوشم ساعت سینه زدنم بود
دوماه پس ازماه عزادخترکم دید
آثارکبودی همه روی بدنم بود
ازدوست بلیط سفرعشق گرفتم
زیراکه بدل مهروغم بی کفنم بود
هرجاکه غروبی دوسه خط مرثیه خواندم
زهرای بتول مستمع وگریه کنم بود
وقتی که به مرثیه ی انگشت رسیدم
دیدم که میاندارعقیق یمنم بود
درگوشه ی پرونده ی من فاطمه بنویس
یک عمرعزادارحسین وحسنم بود
- ۳۲۱
- ۰۶ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط