𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺
پارت ۱۳

صبح روز بعد، جونگین وارد مدرسه شد.

هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بود که چانگبین را دید.

چانگبین کنار در ایستاده بود.
انگار منتظر کسی بود.
وقتی چشمش به جونگین افتاد، حالت صورتش تغییر کرد و لبخند زد
چانگبین: صبح بخیر.

جونگین هم متقابل لبخند زد.
جونگین: صبح بخیر.

هان که پشت سرش بود، با تعجب به سونگمین نگاه کرد.
هان: دیدی؟

سونگمین: چی رو؟

هان: چانگبین به جونگین لبخند زد!

سونگمین آرام خندید.
سونگمین: فکر کنم فقط برای جونگینه.

چانگبین که مکالمه هان و سونگینو شنید گفت :
چانگبین : درسته ، فقط فقط واسه جونگینه ...

جونگین شنید.
صورتش کمی سرخ شد.
جونگین: ای بابا ... بس کنید ، جیسونگ توهم اگر جونتو دوست داری چیزی نگوووو ...

هان با خنده فرار کرد.
هان: من چیزی نگفتم!

وبعد هان و سونگمین باهم به سمت کلاس ها رفتن ...

چانگبین تک خنده ای کرد و کنار جونگین راه افتاد.

جونگین: لازم نیست تا کلاس باهام بیای.

چانگبین: می‌دونم.

جونگین: پس چرا میای؟

چانگبین لحظه‌ای مکث کرد.
چانگبین: چون دوست دارم همراهت باشم عزیزم.

جونگین ساکت شد.
قلبش دوباره تند زد.
اما این بار از این حس فرار نکرد.

آن طرف ، سه آلفای دیگر شاهد ماجرا بودند.

چان لبخند زد.
چان: این دوتا دیگه اصلاً سعی نمی‌کنن پنهانش کنن ، شدن شبیه دوتا کفتر عاشق ....

مینهو دست به سینه ایستاد.
مینهو: خوبه.

هیونجین اما نگاهش به فلیکس بود که از همون اول حرفی نمیزد و کنار سونگمین ایستاده بود.

یکی از دانش‌آموزان آلفا دوباره به سمت او رفت.
آلفا: فلیکس، می‌خواستم...

قبل از اینکه جمله‌اش تمام شود، هیونجین جلو آمد.
اما این بار برخلاف همیشه، جلوی فلیکس نایستاد.
ناگهان کنار رفت و فقط آرام گفت:
هیونجین: فلیکس خودش می‌تونه جواب بده.

فلیکس با تعجب به او نگاه کرد.

آلفا رفت.

فلیکس چند ثانیه ساکت ماند.
فلیکس: تو تغییر کردی.

هیونجین ابرو بالا انداخت.
هیونجین: چطور؟

فلیکس: قبلاً به جای من جواب می‌دادی.

هیونجین نگاهش را پایین انداخت.
هیونجین: فهمیدم اشتباه بود.

فلیکس برای لحظه‌ای چیزی نگفت.

بعد لبخند کوچکی زد.
فلیکس: خوبه.

هیونجین سرش را بلند کرد.

فلیکس رفته بود.

اما همان یک کلمه...
برای هیونجین بیشتر از چیزی که انتظار داشت ارزش داشت.
چون برای اولین بار فلیکس به او نشان داده بود که شاید...
هنوز امیدی وجود دارد.


پایان پارت ۱۳
ادامه دارد...


#فیک
#فیک_استری_کیدز
#استری_کیدز
#درخواستی
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
دیدگاه ها (۶)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۲بعد از زنگ، جونگین هنوز کنار چانگبین...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۱صبح روز بعد، مدرسه شلوغ‌تر از همیشه ...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 23قصر وارد حالت دفاعی شد.چان نیر...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۹هنوز حرف‌ هیونجین در ذهن فلیکس می‌چرخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط