«دوست داشت او را شکلاتی بپیچند، عین مرده‌های زیادی که طی

«دوست داشت او را شکلاتی بپیچند، عین مرده‌های زیادی که طی این مدت در تخت بغلی مرده بودند. اول لباس‌هایشان را در می‌آوردند، حلقه طلا، گوشواره‌ها و النگوها را در پاکتی می‌گذاشتند و بعد سراغ دندان‌ها می‌رفتند، تا اگر مصنوعی بود وسط راه مرده حواسش پرت نشود و آن‌را قورت ندهد. بعد نوبت پنبه‌ها بود که سوراخ‌های بدن را می‌پوشاند تا جانی که در رفته دوباره پشیمان نشود و سر جای اولش برنگردد.»

منیرو روانی‌پور، کنیزو
دیدگاه ها (۴)

ادیت آماده خدمت شما عزیزان🤩🔥♡ ㅤ  ❍ㅤ     ⎙ㅤ   ⌲ ˡᶦᵏᵉ  ᶜᵒᵐᵐ...

ادیت آماده خدمت شما عزیزان🤩🔥♡ ㅤ  ❍ㅤ     ⎙ㅤ   ⌲ ˡᶦᵏᵉ  ᶜᵒᵐᵐ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط