پارت

پارت [53]
رفتن خوابیون تهیونگم رفت.....
بعد کوک بهش زنگ زد....

کوک:الو سلام داداش
ته:سلام چطوری؟
کوک:خوبم ت خوبی؟
ته:هعی بد نیستم سومین و دخترت چطورن؟
کوک:اولین که سومین خوبه دومین که پسره
ته:وا تو گفتی دختره
کوک:میخوام ایسگا پسرتو بگیرم نگیا بهش(خنده)
ته:عجب ادمی هسی باشه نمیگم(خنده)
کوک:از هه سو چخبر؟
ته:اونم خوابه گرفته خوابیده تویه اتاقش
کوک:نایس شیطونایه من چطورن؟
ته:خوبن اوناهم خوابن
کوک:مراقبشون باش
ته:باشه کوک یچیزی
کوک:هوم؟
ته:میخواستم بهت بگم که اگر یروزی من نبودم مراقب بچهام با باشه؟
کوک:وا داداش این چه حرفیه اولین که تو همیشه باید بالاسرشون باشی دومین که اونا بچه هایه خودمن معلومه مراقبشونم چه تو باشی چه نباشی
ته:خیلی ممنون داداشم
کوک:خواهش میکنم
ته:مراقب خودت باش
کوک:توهم همینطور
ته:کاری نداری؟
کوک:نه تو چی؟
ته:نع
کوک:اوکی بای
ته:گود بای ...........



ته هم میخوابه‌....‌






ادامع دارد...
دیدگاه ها (۳)

پارت [54]ویو صبدخترش:داداشییی بیدار شووو باید بریم خرید کنیم...

پارت [29]سومین:او...اوکی بلند میشن لباساشونو عوض میکنن....و ...

پارت [28]کوک:عام بخاطر تینکه من تیشرت نمیپوشمسومین:هم اره هم...

پارت[27]یونگی:ا/ت چیسومین:ا/ت ا/ت خودشو پرت کرد پایین از پنج...

پارت یازده فیک دروازه ی عشق_سلام بیا پایین+اوکی بای_بایرفتم ...

Part:155سوبین : هوف اصلا یادم رفته بودا ولی رئیس راست میگه چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط