با هرچه عشق

با هرچه عشق
نام تو را می توان نوشت
با هر چه رود
راه تو را می توان سرود
بیم از حصار نیست
که هر قفل کهنه را
با دست های روشن تو
می توان گشود
با دستهای تو نفسم که تو دستهای من گره خورده..
دستهای من و تو دنیام هیچوقت از هم جدا نمیشه
مهربون من..خیالت راحت..مردت آنچنان به تو گره خورده.که تا بهشت خدا هم باز نمیشه..چون زندگیم من بدون تو تو بهشت هم نمیرم..الهی قربونت برم..من خاک پاتم زندگیم..قربون دل بیقرارت بشم..
دیدگاه ها (۱)

ببین دلت که میگیرد..زمین و آسمان هم به هم میریزدفدای دل گرفت...

عزیز مهربومیکی یکدونه من..دلم بد هوات رو کردههمه کسم..دنیام....

هوا که ابری میشود یاد دل مهربان تو می افتمطوفانی که میشود یا...

من ...با تو می نویسم و می خوانم ؛من ...با تو راه می روم و حر...

یک سال با اژدها

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط