انگار، جمعه

انگار، جمعه
فرزندِناخواسته
یا تو راهیِ هفته است
حتی پسوند خانوادگی اش را هم
از او گرفته اند
پدرش شنبه اورا مرتد کرده
انداخته تهِ صف
و برادرانِ چند شنبه ها
همه ی بدنامی ها و گرفتاری ها را
می اندازند گردنِ او
این خود درد بزرگیست برای جمعه.
جمعه را سرزنش نکنید
جمعه را سرزنش نکنی
دیدگاه ها (۳)

گفتم خدایا عاشقم کن خدا خندیدو گفت : او که باشد مرا از یاد م...

ردپایت راهرشب در خوابهایم جا میگذاری...بگذار یکروز در بیداری...

روزها دل مبند ، روزها به فصل که میرسند رنگ عوض میکنندبا شب ب...

«پناه»؛ میبرم «به خدا»،از عـیبی که؛«امروز» در خود می بینم،و؛...

برده عمارت جئون

رمان دختر خاص پارت 29ات و وونی وارد کلاس شدن. سه پسر هم پشت ...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

سانزو سرشو آورد بالا و دید که نانسی از خجالت سرشو انداخته پا...

..انگار، جمعه فرزندِناخواسته یا سرِ راهیِ هفته استحتی پسوند ...

انگار، #جمعه فرزندِناخواسته یا تو راهیِ هفته استحتی پسوند خ...

تکپارتی درخواستی هوای اتاق نیمه‌گرمه. پرده‌ها کشیده شدن و نو...

کیمیاگر p17*دوستان توجه داشته باشید که از الان راوی ویو داری...

🔴 چه شبی بود دیشب! 🔹دیشب برای ساعاتی نزدیک بود تعداد زیادی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط