سناریو بی تی اس
سناریو بی تی اس
درخواستی توی ایتا بهم گفته بودن من هم توی ویسگون گذاشتم هم توی ایتا
وقتی میخوای بهشون چای بدی ولی چای رو روی جای حساس اونا میریزی (تو خواهر کوچک اعضا هستی)
(هیونگ لاین)
نامجون: خیر نبینی پدصگ
_ ببخشید غلط کردم
+ کثافت بیشعور (ا/ت به دست فحش های نامجون پاره شد)
جین: (اونقدری که توی لیوان مانده بود رو ریخت روی جای حساس ا/ت)
_ کثافتتتتتتت
+ حالا دیدی چه حسی داره؟
شوگا: هعی بهتره برم بخوابم (وقتی میخواست بره توی اتاق ا/ت هم کشید توی اتاق و عملیات مقدس رو شروع کرد) (شوگا برادر ناتنی ا/ت بود)
جیهوپ: (بچم داشت میسوخت ولی به ا/ت چیزی نگفت و رفت توی اتاق و گریه کرد)
درخواستی توی ایتا بهم گفته بودن من هم توی ویسگون گذاشتم هم توی ایتا
وقتی میخوای بهشون چای بدی ولی چای رو روی جای حساس اونا میریزی (تو خواهر کوچک اعضا هستی)
(هیونگ لاین)
نامجون: خیر نبینی پدصگ
_ ببخشید غلط کردم
+ کثافت بیشعور (ا/ت به دست فحش های نامجون پاره شد)
جین: (اونقدری که توی لیوان مانده بود رو ریخت روی جای حساس ا/ت)
_ کثافتتتتتتت
+ حالا دیدی چه حسی داره؟
شوگا: هعی بهتره برم بخوابم (وقتی میخواست بره توی اتاق ا/ت هم کشید توی اتاق و عملیات مقدس رو شروع کرد) (شوگا برادر ناتنی ا/ت بود)
جیهوپ: (بچم داشت میسوخت ولی به ا/ت چیزی نگفت و رفت توی اتاق و گریه کرد)
- ۹.۰k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط