راند اخر
☆راند اخر☆
part 8
جونگکوک: ات داشت گریه میکرد اون بهم گفت دوست صمیمیشه اه کلویی بد جنس رفتم کنارش ولی میترسیدم بهش دست بزنم شاید پسم زد الان داخل این موقعیت به ی بغل نیاز داره..... رفتم دستم رو روی شونش گذاشتم وگفتم....: ات خودت رو به خاطر اون دختره ی بدجنس ناراحت نکن
ات: اخه اون تنها دوستم بود من دیگه هیچ کسو ندارممم..
جونگکوک: منو داری من پیشتم
ات: تو؟ ه تویی که از همون اول روی سردت رو نشونم دادی تویی که انقدر بد باهام حرف میزنی مثل برده باهام رفتار کردی ه بیخیال....... رفتم داخل اتاقم..... من پیشتم مسخره اخخخخ سرم دردمیکنه...
جونگکوک: خیلی بدکردی جونگکوک اخ این چه حسیه عشقه؟ اره من دوستش دارم زیاد
ات: داخل اتاقم بودم و غرق افسردگی به دیوار خیره بودم که جونگکوک اومد داخل لباسش رو عوض کردو فقط ی شلوارک پوشید بالا تنش کاملا ل. خت بود چشمم به بدن هیکلی و سیسپک دارش خورد اه چقدر خوبهههه. .. .. عه وا ات دختری اس. کل بسهه اومد روی تخت و پیشم دارز شد و خیلی با جدیدت داشت نگام میکرد ولی من بهش توجه نکردم......
جونگکوک: هنوزازدستم ناراحتی؟
ات: چرا باید ناراحت باشم
جونگکوک: من خیلی باهات بدرفتـ......
ات: مهم نیست
جونگکوک: بیااز نو شروع کنیم
ات: از کجا معلوم تا حالا با دخترای دیگه نبودی.... با وجود کلویی نمیتونم بهت اعتماد کنم
جونگکوک: ازدواج ما خیلی ی هویی شد اگه میدونستم با کلویی کات میکردم من فقط با کلویی بودم حاضرم برات قسم بخورم که حتی کوچک ترین دستم بهش نزدم
ات:پس یعنی باکسی نبودی و دست به کسی نزدی؟
جونگکوک: اهوم
ات: خوبه افرین بگیربخواب... خواستم پشتم و کنم بهش که دستم وکشید ومنو داخل بغلش قفل کرد...... هییی غول سرد ولم کنن
جونگکوک: غول سرد؟ دلت میاد به شوهرت بگی غول سرد
اات: عه انقدر شوهرت شوهرت نکن واسه من
جونگکوک: اووووممم داری شیطون میشی هاا
ات: از این شیطون ترم هستم کجاشو دیدی
جونگکوک: شیطونیاتو بزار برای یکی دیگه اینجا بامن باید مثل ی همسر رفتار کنی یعنی خودت رو در اختیارم قراربدی میدونی که چی میگم هوم؟«نیشخند»
ات: واااااااا مردک منحر.ف خجالت بکش
جونگکوک: عه تو زنمی چرا خجالت بکشم الان منو تو قانونی به هم محرمیم
ات: باشع بابا میشه قفل دستت روباز کنی خفه شدم
جونگکوک: شُلِش میکنم
اات~~
part 8
جونگکوک: ات داشت گریه میکرد اون بهم گفت دوست صمیمیشه اه کلویی بد جنس رفتم کنارش ولی میترسیدم بهش دست بزنم شاید پسم زد الان داخل این موقعیت به ی بغل نیاز داره..... رفتم دستم رو روی شونش گذاشتم وگفتم....: ات خودت رو به خاطر اون دختره ی بدجنس ناراحت نکن
ات: اخه اون تنها دوستم بود من دیگه هیچ کسو ندارممم..
جونگکوک: منو داری من پیشتم
ات: تو؟ ه تویی که از همون اول روی سردت رو نشونم دادی تویی که انقدر بد باهام حرف میزنی مثل برده باهام رفتار کردی ه بیخیال....... رفتم داخل اتاقم..... من پیشتم مسخره اخخخخ سرم دردمیکنه...
جونگکوک: خیلی بدکردی جونگکوک اخ این چه حسیه عشقه؟ اره من دوستش دارم زیاد
ات: داخل اتاقم بودم و غرق افسردگی به دیوار خیره بودم که جونگکوک اومد داخل لباسش رو عوض کردو فقط ی شلوارک پوشید بالا تنش کاملا ل. خت بود چشمم به بدن هیکلی و سیسپک دارش خورد اه چقدر خوبهههه. .. .. عه وا ات دختری اس. کل بسهه اومد روی تخت و پیشم دارز شد و خیلی با جدیدت داشت نگام میکرد ولی من بهش توجه نکردم......
جونگکوک: هنوزازدستم ناراحتی؟
ات: چرا باید ناراحت باشم
جونگکوک: من خیلی باهات بدرفتـ......
ات: مهم نیست
جونگکوک: بیااز نو شروع کنیم
ات: از کجا معلوم تا حالا با دخترای دیگه نبودی.... با وجود کلویی نمیتونم بهت اعتماد کنم
جونگکوک: ازدواج ما خیلی ی هویی شد اگه میدونستم با کلویی کات میکردم من فقط با کلویی بودم حاضرم برات قسم بخورم که حتی کوچک ترین دستم بهش نزدم
ات:پس یعنی باکسی نبودی و دست به کسی نزدی؟
جونگکوک: اهوم
ات: خوبه افرین بگیربخواب... خواستم پشتم و کنم بهش که دستم وکشید ومنو داخل بغلش قفل کرد...... هییی غول سرد ولم کنن
جونگکوک: غول سرد؟ دلت میاد به شوهرت بگی غول سرد
اات: عه انقدر شوهرت شوهرت نکن واسه من
جونگکوک: اووووممم داری شیطون میشی هاا
ات: از این شیطون ترم هستم کجاشو دیدی
جونگکوک: شیطونیاتو بزار برای یکی دیگه اینجا بامن باید مثل ی همسر رفتار کنی یعنی خودت رو در اختیارم قراربدی میدونی که چی میگم هوم؟«نیشخند»
ات: واااااااا مردک منحر.ف خجالت بکش
جونگکوک: عه تو زنمی چرا خجالت بکشم الان منو تو قانونی به هم محرمیم
ات: باشع بابا میشه قفل دستت روباز کنی خفه شدم
جونگکوک: شُلِش میکنم
اات~~
- ۱۶.۴k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط