. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.¹⁶ .
.
< تصویر دوم بک سو هو هست >
الان همه خونه جونگ کوک جمع شده بودند و گویوم که از دیدن تهیونگ آتیشی شده بود و خودش و میچسوبوند به کوک
÷ جئون سو هو کی میرسه
_ الاناست که پیداش بشه
× سو هو ؟
☆یه روانپزشکه امگاست ۲۵ سالشه و از ۲۰ سالگی داخل تیم ما بوده .
جیمین اروم جوری که بومگیو و چا وو مین و تهیونگ فقط بشنون گفت
× بچه ها فرض کنین این امگاعه جفت چا وو مین باشه ( شوخ )
♡ اونجاست که همچی دارک بشه
+اوه اگه جفت باشن چه گوهی بخوریم جدی ( شوخ )
* طرف هنوز نبومده دارین براش دسیسه میچینید
+ حالا تو جواب بدههه
* زودتری کار تورو حل میکنیم بعد با شیرینی و دسته گول مزاحم میشیم
× تایپت چه امگایی هست
* مو قهوه ای یا مشکی چشم رنگیم دوست ندارم
+ ایش دلتم بخواد
* حیح
÷ هی شما ها دارین چی پچ پچ میکنین
یونگی با صدای نیمه بلند گفت و حواس کوک جمعشون شد و جیمین وقتی دید توجه جئون جلب شده گفت
× اوه جستر مین این دوتا مرغ عشق درباره برنامه های بعد دانشگاهشون حرف میزنن و من و بومگیو این وسط از بس سینگل بودیم گیج شدیم .
اون سه ریز خندیدن بعد چا وو مین در اومد گفت
* هی پارک بنظرم زوتر به کراشت اعتراف کن زوج داشتن حس خیلی خوبیه
+ ععع بومگیو که حتی تو خواب درباره کراشش حرف میزنه چی عشقم اون و هم بگو
×♡ خفه
و اینجا تنها کلمه ای به چشم کوک اومد عشقم بود و بیشتر آتیشیش کرد
_ بس کنین سو هو هم رسید
بعد از ورود سو هو رایحه بلوبریش در هوا بخش شد و چا وو مین هزاران بار لعنت فرستاد و با هزاران اشاره به بومگیو و جیمین و تهیونگ فهمید که کار مهمی داره
× چه مرگته
* جیمین زبونت و مار بگزه
× چرا
♡ وایسا ببینممممم نکنههه ( داد )
* لال شو چرا داد میزنی
♡ ببخشید از شما هم معذرت میخوام
♡ خب
* اره همون
+ امگاته
× وای وای خیلی دیگه دارک شد
+چه گوهی بخوریم
× وایییی سه روز دبگه مراسم نامزدیه کوکه
+ از کجا فهمیدی
× فالگوش وایسادم حالا نامزدی نه مراسم معرفیه اینکه این امگارو میخواد
♡ چه مارمولکی هستی تووو
+ عا اون روز همه چی رو به سطح میکشونیم جیمین بفهم که کیا اونجا حضور دارن
* چیکار کنیم
+ من و میبوسی اونجا
*×♡ چییی .......
𝑷𝒂𝒓𝒕.¹⁶ .
.
< تصویر دوم بک سو هو هست >
الان همه خونه جونگ کوک جمع شده بودند و گویوم که از دیدن تهیونگ آتیشی شده بود و خودش و میچسوبوند به کوک
÷ جئون سو هو کی میرسه
_ الاناست که پیداش بشه
× سو هو ؟
☆یه روانپزشکه امگاست ۲۵ سالشه و از ۲۰ سالگی داخل تیم ما بوده .
جیمین اروم جوری که بومگیو و چا وو مین و تهیونگ فقط بشنون گفت
× بچه ها فرض کنین این امگاعه جفت چا وو مین باشه ( شوخ )
♡ اونجاست که همچی دارک بشه
+اوه اگه جفت باشن چه گوهی بخوریم جدی ( شوخ )
* طرف هنوز نبومده دارین براش دسیسه میچینید
+ حالا تو جواب بدههه
* زودتری کار تورو حل میکنیم بعد با شیرینی و دسته گول مزاحم میشیم
× تایپت چه امگایی هست
* مو قهوه ای یا مشکی چشم رنگیم دوست ندارم
+ ایش دلتم بخواد
* حیح
÷ هی شما ها دارین چی پچ پچ میکنین
یونگی با صدای نیمه بلند گفت و حواس کوک جمعشون شد و جیمین وقتی دید توجه جئون جلب شده گفت
× اوه جستر مین این دوتا مرغ عشق درباره برنامه های بعد دانشگاهشون حرف میزنن و من و بومگیو این وسط از بس سینگل بودیم گیج شدیم .
اون سه ریز خندیدن بعد چا وو مین در اومد گفت
* هی پارک بنظرم زوتر به کراشت اعتراف کن زوج داشتن حس خیلی خوبیه
+ ععع بومگیو که حتی تو خواب درباره کراشش حرف میزنه چی عشقم اون و هم بگو
×♡ خفه
و اینجا تنها کلمه ای به چشم کوک اومد عشقم بود و بیشتر آتیشیش کرد
_ بس کنین سو هو هم رسید
بعد از ورود سو هو رایحه بلوبریش در هوا بخش شد و چا وو مین هزاران بار لعنت فرستاد و با هزاران اشاره به بومگیو و جیمین و تهیونگ فهمید که کار مهمی داره
× چه مرگته
* جیمین زبونت و مار بگزه
× چرا
♡ وایسا ببینممممم نکنههه ( داد )
* لال شو چرا داد میزنی
♡ ببخشید از شما هم معذرت میخوام
♡ خب
* اره همون
+ امگاته
× وای وای خیلی دیگه دارک شد
+چه گوهی بخوریم
× وایییی سه روز دبگه مراسم نامزدیه کوکه
+ از کجا فهمیدی
× فالگوش وایسادم حالا نامزدی نه مراسم معرفیه اینکه این امگارو میخواد
♡ چه مارمولکی هستی تووو
+ عا اون روز همه چی رو به سطح میکشونیم جیمین بفهم که کیا اونجا حضور دارن
* چیکار کنیم
+ من و میبوسی اونجا
*×♡ چییی .......
- ۷۶۱
- ۱۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط