روباه مریض شد بچه هایش دورش جمع شدند گفتند حال که مریض شد

روباه مریض شد بچه هایش دورش جمع شدند گفتند حال که مریض شدی از تجربه های زندگی ات به ما بگو تا بعد از تو با مشکل مواجه نشویم
روباه به فرزندانش گفت من روزی یک مرغ را شکارنمودم صاحب آن مرغ یک ملا بود وقت متوجه شد من مرغش را خوردم جهت انتقام گرفتن از من ، شب در مسجد فتوا داد که پوست روباه برای تمام مرض ها دواء است و استخوان سرش در هرخانه ای که باشد صاحب مال زیادی می شود
فردای آن روز تمام مردم قریه به شکارمن و هم نوعانم برآمدند همه ای روباه هایکه درآن منطقه زندگی می کردندراکشتند
از آن جمعیت روباه ها تنها من جان سالم بدر بردم.
بناء برای شما وصیت می کنم هرگز به مال ملا دست نزنید که با یک فتواء دروغ پیروان شان شما را نابود می کنند.
ای کاش این پیروان کمی تفکر کنند🤗 😊 😄
دیدگاه ها (۱)

مرغ ملانصرالدین فقط یک پا داشتچرا می‌گوییم «مرغش یک پا دارد»...

بسم الله الرحمن الرحیمحیوان درون :هر کس حیوانی درونش است.ما ...

یا صاحب الزمانیابن الحسن جانشیعیان و پیروان و مریدانت را بنگ...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

Nine

‍شازده کوچولو گفت: « اهلی کردن یعنی چه؟» روباه گفت: «... زند...

بزرگ‌ترین اشتباه در زندگی، شخم زدن گذشته کسی‌ست که دوستش دار...

به رسم قصه ها ، یکی بود یکی نبود ......در این هنگام بود که ر...

#کتاب_بخون زنان کوچک داستان در مورد خانواده مارچ است که قبلا...

السلام علیک یا امام انس وجان ع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط