پارت دوم ( اخر )
پارت دوم ( اخر )
با دستانی لرزان با اورژانس تماس گرفت. صدایش میلرزید:
«خواهش میکنم زود بیاید... اون... قلبش مشکل داره... دکترش گفته نباید فشار روحی داشته باشه... لطفاً...»
آژیر آمبولانس.
نور قرمز و آبی.
بیمارستان.
لباس سفید.
دستگاه نوار قلب.
جیهوپ کنار تختش نشسته بود و دستان سرد ا.ت را گرفته بود.
دکتر آمد و گفت:
«حالش ناپایداره. قلبش دچار یک حملهی خفیف شده. ما کنترلش کردیم ولی نیاز به استراحت مطلق داره. و مهمتر از اون... آرامش.»
جیهوپ به خودش ل*عنت فرستاد.
همهی کلمات ا.ت مثل پتک به سرش میخوردند.
چطور انقدر کور شده بود؟ چرا نفهمیده بود که حضورش فقط جسمی بوده؟
یک هفتهی تمام در بیمارستان کنارش موند. تمرینها؟ لغو.
مصاحبهها؟ لغو.
حتی برای اولینبار، یکی از اجراهای مهم گروه را از دست داد. بقیهی اعضا حمایتش کردند، چون میدانستند عشق واقعی چقدر نادر است.
جیهوپ کنار تخت ا.ت ترانهای نوشت. با اشک. با دلشکستگی. ترانهای به نام:
"If My Heart Fails, It’s Because of You"
«اگر قلبم از کار افتاده، به خاطر توست»
چند روز بعد، وقتی ا.ت چشمانش را باز کرد و جیهوپ را دید که بیخواب، کنارش نشسته، لبخندی محو زد.
ا.ت با صدای ضعیفی گفت:
«تو هنوز اینجایی؟»
جیهوپ اشکهایش را پاک نکرد.
«تا آخرش همینجا میمونم. قول میدم. فقط تو برگرد... دلم برای صدات، حتی برای غر زدنت تنگ شده.»
ماهها گذشت.
ا.ت تحت مراقبت شدید پزشکی قرار گرفت. جیهوپ با پزشکان صحبت کرد، برنامههای زندگیش را تنظیم کرد تا بتونه بیشتر کنارش باشه. حتی در خونه جدیدی زندگی کردند، جایی دنج و دور از شلوغی شهر.
او هر روز بهش یادآوری میکرد که عشق فقط گفتن دوستت دارم نیست.
عشق یعنی موندن، شنیدن، مراقبت کردن... حتی وقتی سخت میشه.
جیهوپ در یکی از کنسرتهای جهانی، ترانهای رو به اجرا گذاشت که دنیا رو گریه انداخت.
"Every Beat is for You"
«هر ضربان برای توست»
و وقتی هزاران نفر با نور موبایلها همراهیاش کردند، او فقط به یک نفر فکر میکرد:
دختری که قلبش حالا قویتر شده بود...
اما نه فقط به خاطر داروها.
بلکه چون عشق، بالاخره جای خودش را در آن قلب لرزان پیدا کرده بود.
پایان
با دستانی لرزان با اورژانس تماس گرفت. صدایش میلرزید:
«خواهش میکنم زود بیاید... اون... قلبش مشکل داره... دکترش گفته نباید فشار روحی داشته باشه... لطفاً...»
آژیر آمبولانس.
نور قرمز و آبی.
بیمارستان.
لباس سفید.
دستگاه نوار قلب.
جیهوپ کنار تختش نشسته بود و دستان سرد ا.ت را گرفته بود.
دکتر آمد و گفت:
«حالش ناپایداره. قلبش دچار یک حملهی خفیف شده. ما کنترلش کردیم ولی نیاز به استراحت مطلق داره. و مهمتر از اون... آرامش.»
جیهوپ به خودش ل*عنت فرستاد.
همهی کلمات ا.ت مثل پتک به سرش میخوردند.
چطور انقدر کور شده بود؟ چرا نفهمیده بود که حضورش فقط جسمی بوده؟
یک هفتهی تمام در بیمارستان کنارش موند. تمرینها؟ لغو.
مصاحبهها؟ لغو.
حتی برای اولینبار، یکی از اجراهای مهم گروه را از دست داد. بقیهی اعضا حمایتش کردند، چون میدانستند عشق واقعی چقدر نادر است.
جیهوپ کنار تخت ا.ت ترانهای نوشت. با اشک. با دلشکستگی. ترانهای به نام:
"If My Heart Fails, It’s Because of You"
«اگر قلبم از کار افتاده، به خاطر توست»
چند روز بعد، وقتی ا.ت چشمانش را باز کرد و جیهوپ را دید که بیخواب، کنارش نشسته، لبخندی محو زد.
ا.ت با صدای ضعیفی گفت:
«تو هنوز اینجایی؟»
جیهوپ اشکهایش را پاک نکرد.
«تا آخرش همینجا میمونم. قول میدم. فقط تو برگرد... دلم برای صدات، حتی برای غر زدنت تنگ شده.»
ماهها گذشت.
ا.ت تحت مراقبت شدید پزشکی قرار گرفت. جیهوپ با پزشکان صحبت کرد، برنامههای زندگیش را تنظیم کرد تا بتونه بیشتر کنارش باشه. حتی در خونه جدیدی زندگی کردند، جایی دنج و دور از شلوغی شهر.
او هر روز بهش یادآوری میکرد که عشق فقط گفتن دوستت دارم نیست.
عشق یعنی موندن، شنیدن، مراقبت کردن... حتی وقتی سخت میشه.
جیهوپ در یکی از کنسرتهای جهانی، ترانهای رو به اجرا گذاشت که دنیا رو گریه انداخت.
"Every Beat is for You"
«هر ضربان برای توست»
و وقتی هزاران نفر با نور موبایلها همراهیاش کردند، او فقط به یک نفر فکر میکرد:
دختری که قلبش حالا قویتر شده بود...
اما نه فقط به خاطر داروها.
بلکه چون عشق، بالاخره جای خودش را در آن قلب لرزان پیدا کرده بود.
پایان
- ۱۳.۹k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط