تنهای تنهایی

تنهای تنهایی:
بغض خود را بشکن و بی هر بهانه گریه کن
شرم را گاهی رها کن! عاشقانه گریه کن!

خوب می دانم دلت از دست خیلی ها پر است
پس خروشان شو! شبیه رودخانه گریه کن

هرچه را در سینه ات سنگین شده آزاد کن
من خودم سنگ صبورت! بی کرانه گریه کن

گریه گاهت هستم و در شکل های مختلف
می کشم ناز تو را! پس نازدانه گریه کن

اشک بعد از هر خرابی مژده ی آبادی است
تا دلت لبریز باشد از جوانه گریه کن

رشته کوهی از هزاران شانه هستم پیش تو
این منِ مشتاق را شانه به شانه گریه کن

با نوازش های من آرام خواهی شد! بیا
شعر می خوانم تو هم در این میانه گریه کن
دیدگاه ها (۱)

یک قدم مانده که قلبم متلاشی بشودمثل آنروز که وقتی تو نباشی ب...

با دلم قهر نکن بی تو دلم می گیرد"هستی" ام،بی تو همه هستی من ...

خودتو دور می کنی از من ، از منی که رو مرز تردیدم داری به کی ...

یاد دارم در غروبی سرد سردمیگذشت از کوچه ما دوره گردداد می زد...

بغض خود را بشکن و بی هر بهانه گریه کن شرم را گاهی رها کن! عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط