p

p.۲
تمرین تمام شده بود و اعضا داشتن برای رفتن آماده میشدن. جین که تا دقایقی پیش تو سالن با جونگکوک شوخی میکرد و با شوگا درمورد تم آهنگ جدید بحث میکرد، همین که چشمش به نامجون افتاد که داشت تنهایی کیفش رو جمع میکرد، حالتش عوض شد.

با نگاهی که فقط برای نامجون بود، آروم و تقریباً لرزون، نزدیکش شد. "نامی... امروز خسته نباشی. تو اجرای آخر خیلی قوی بودی." صداش آنقدر نرم بود که اگر کسی از دور میشنید، باور نمیکرد این همون جینِ با اعتمادبهنفس و گاهی گستاخ چند دقیقه پیش بود.

نامجون حتی بهش نگاه هم نکرد. "ممنون." فقط یه کلمه، سرد و بی حساس.

جین مکث کرد، انگار دنبال کلمات مناسبه میگشت. "میخوای... میخوای بریم یه قهوه بخوریم؟ فقط من و تو؟ مثل قدیما؟" این رو با یه لحن لوس و تقریباً کودکانه گفت، طوری که انگار داره التماس میکنه.

اما نامجون فقط کیفش رو برداشت و شانهی بالا انداخت. "فعلا کار دارم بعداً "
و بدون اینکه یه نگاه دوم به جین بندازه، رفت سمت در خروجی.

جین تنها موند تو سالنِ تقریباً خالی. اون نگاهِ مصنوعی و مطمئنی که همیشه داشت، محو شد. صورتش شکست. دستاش رو به صورتش کشید و یه نفس عمیق کشید.

**دیدگاه جین (به صورت مخفیانه):**
چرا همیشه همینطوریه؟ چرا فقط تو چشمای تو خودم رو گم میکنم؟ میدونی چقدر عاشقتم... ولی هرچی بیشتر میرم سمتت، بیشتر از دستم میری.چرا همیشه باهام سرد رفتار میکنی؟---
راوی=
یعنی رفتار نامجون با جین خوب میشه یا نه
یعنی عشق جین به نامجون دو طرفس؟
دیدگاه ها (۱)

p.3**راوی:**اخبار مثل برق و باد در بین تمام استودیوهای موسیق...

تتو جدید نامجونچیزی که روی مچ دسته نامیه، کلید فا (𝄢) هستش و...

p.1(اولین بارمه یه فیک بلند می‌نویسم میدونم داره بد میشه ولی...

امروز تولدمه پس هر سوالی داشتید ازم بپرسید؟ایگ؟ (لطفاً امروز...

تهیونگ تو کی هستی

« شیطون کوچولوی من »۶ویو هیون جین::بلند گفتم: برای چی نمیتون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط