زمستان است و

زمستان است و
چشم کوچه از انتظارت ، سپید!
پرنده ی مهاجرم !
بگو با کدام برف
می نشینی
بر شاخسار تنهایی ام .....؟
دلواپس سرما نباش؛
اینجا از هیزم دل
آتشی برایت روشن کرده ام .....!
دیدگاه ها (۱)

من هيچوقت نتوانستم دل کسي راسهم خودم کنم،هيچوقت بودنم کنارکس...

حسادتـــــ ... یا خساستـــــ !!اسمش را هرچہ میخواهی بڪَذار !...

من زنموقتی خسته اموقتی کلافه اموقتی دلتنگمبشقاب ها را نمی شک...

شب به شب منتظرم تا با حلال صورتت ماه من باشی و من آرام در کن...

و قلبهای کوچکِ بازیگوش، از حسِ گریه می‌ترکند.🥺#فروغ_فرخزاد♥️...

بخش اول

#چشمانت...با مَنِ برنو به دوش یاغی مشروطه‌خواهعشق کاری کرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط