خنده ی پگاه

خنده ی پگاه
خبری اززندگی برمن می تابانَد
درختان سربه فلک برده
غنچه های ازعشق بازشده
حیات رادررگِ بی جانم تجلی میبخشند
ومن عاشق ترازهمیشه
گلبرگهای مخملی را لمس میکنم
وزندگی رانفس میکشم
آری غنچه ها میشکفند
وشاخ وبرگها،رقصِ عشق سرمیدهند
یک روزی غروبِ غمهاتمام میشود
ومن آرام این عشقبازی هارا باجان ودل مینگرم...💜

#خاصترین
دیدگاه ها (۴)

یادم نیستطلوع اوّلین گل سرخ بودیا غروب آخرین نرگس زرد؟!که پر...

یادم نیستطلوع اوّلین گل سرخ بودیا غروب آخرین نرگس زرد؟!که پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط