فیک جمین

فیک جمین

وقت ازدواج خون اشام ها

از زبون ا.. ت

اروم صدارو دنبال کردم که یهو قط، شد حالا چیکار کنم اولین بارم بود میومدم کار خونه و نمیدونستم چی به چیه پس گوشیم و از جیب پشتیم دراوردم و به ته ته زنگ زدم و همین جوری به سمت جلو قدم برداشتم

تهیونگ: بعله

ا.. ت: کجایین من الان کارخونه ام کجا بیام

تهیونگ: الان کجای کارخونه ایی
به اطرافم نگاه کردم کلی دستگاه بود و به دیوار

ا.. ت: وسط کلی دم و دستگاه و یه دیوار روبه روم
و با کلافگی چشمام رو هم گذاشت

تهیونگ: خوب پس بیا پشت دیوار یه اتاق هست بیا اونجا

ا.. ت: باشه الان میام

پس اتاق مخفیم داشتن داشتم به سمت دیوار میرفام که یهو انگار کسی کنار گوشم پچ زد مراقب باش کوچولو قبول نکن

صداش صداش شبیه جمین بود خشک شدم اون با من ارتباط برقرار کرد مراقب چی باشم

که یهو جمین از پشت دیوار اومد بیرون و گفت

جمین: هییی بیا دیگه باشهههه

باشه اش منظور دار بود با گنگی و تعحب به چشماش زول زدم که با اطمینان پلکاشو به هم زد و بهم. نگاه کرد


کیا پارت بعدی و میخوان. واقا اینجوری نمیشه ها حمایت ها کمه لطفا حمایت هاتون رو بیشتر کنین ممنون🥰
دیدگاه ها (۳)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

پارت ۴

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!یعنی واقعا اون تولد منو ف...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط