بیهوده مگو که دوش حیران شده ای

بیهوده مگو که دوش حیران شده ای

سر حلقه ی عاشقان دوران شده ای

از زلزله و عشق خبر کس ندهد

آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای
دیدگاه ها (۱)

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ...

‍ حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی وقت رفتن استباز ...

عاشقانه های شبنم

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

🖤 گاهی عشق، رسیدن نیست… نرسیدن است!بعضی آدم‌ها وارد زندگی‌ما...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

اگر بهش ارادت داری، کامنت کن : یا علی ❤️شکاف آیا دلیلش چیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط