درخواستی

#درخواستی
#تکپارتی
وقتی تازه آشنا شده بودین و اون یکم خجالتی بود.....
ویو ا/ت
الان سه ماهی میشه که با یه پسر به نام یانگ جونگین آشنا شدم پسر خیلی خوب و دوست داشتنیه و یکمم خجالتی آسناییمون هم زیاد جالب نبود داستان قرار گذاشتنمون از اون روزی شروع شد.....
(اولین دیدار ا/ت و آی ان)
ویو آی ان
داشتم توی خیابون راه میرفتم و سرم توی گوشی بود که یهو با برخورد به یه دختر گوشیم از دستم افتاد زمین
ویو ا/ت
امروز داشتم میرفتم برای یک مصاحبه ی کاری با یک شرکت تجاری بزرگ برای همین یکم عجله داشتم گوشیمو از توی کیفم دراوردمو نگاهی به ساعت کردم بعد دیدم یه پیام برام اومده قفل گوشیم رو باز کردم تا خواستم پیام رو باز کنم با یه پسر برخورد کردمو گوشیم افتاد زمین....
+اوه ببخشید
_اشکال نداره
ویو راوی
آی ان گوشیشو برداشت و به راهش ادامه داد ا/ت هم گوشیشو برداشت و راهی شرکتی شد که قرار بود در آینده ی نزدیک توش شروع به کار کنه
ا/ت بعد از اینکه مصاحبه اشو داد رفت خونه لباساشو عوض(ا/ت تنها زندگی میکنه)
تا گوشیو برداشت دید که گوشی خودش نیست
+اههه آخه همین الان که منتظر پیام استخدامیمم باید گوشیم جا به جا میشد
(صدای زنگ گوشی)
+الو سلام
_سلام گوشی من دست توعه؟
+اره
_بیا به لوکیشنی که برات میفرستم
+من که رمز گوشیتو بلد نیستم باهوش
_رمز گوشیم......
+اوکی فعلا
_(قطع کرد)
ویو ا/ت
رفتم به لوکیشنی که اون پسره برام فرستاده یه رستوران بود وقتی وارد شدم دیدم که ینفر داره برام دست تکون میده همون پسره بود رفتم و روبه روش نشستم
+سلام
_سلام، گوشیمو اوردی؟
+اره تو چی؟
_بیا
+اینم از مال تو
+ممنون
تا خواستم پاشم و برم دستمو گرفت
+چیزی شده؟
_باهام قرار بزار
+چرا؟
_چون من دوستت دارم
+(خنده)
_چرا میخندی؟
+خودتو تو آینه دیدی؟ شبیه گوجه سرخ شدی
دستی روی صورتش کشید و گفت:
_انقدر ضایعه؟
+مهم نیست، باشه باهات قرار میزارم
_واقعا؟
+اوهوم من ا/ت هستم و تو؟
_میتونی آی ان صدام کنی
+خوشبختم دوست پسر کیوتم
(زمان حال)
(صدای زنگ گوشی)
+سلام
_سلام خوبی؟
+اوهوم
_میگم، ا/ت وقت داری همو ببینیم؟
+اره چرا که نه
_باشه پس توی همون پارکی که همیشه باهم میریم میبینمت
+باشه بای
_اوهوم
.
.
+اوه آی ان زیاد منتظر موندی؟
_آممم نه بیا بشین
+خب؟ چیکارم داشتی؟
_هیچی فقط میخواستم ببینمت
+اوو چه دوست پسر خوبی
هروقت جونگین میخواد کاری کنه یا حرفی بزنه انقدر ساکت میشه
+جونگین!!!
_هوم؟
+تو میخوای چیزی بهم بگی؟
_نه
+میخوای کاری کنی
_مثلا چه کاری؟
+نمیدونم شاید می خوای سورپرایزم کنی یا شایدم میخوای بوسم کنی
_چ...چی؟
+اره میخوای بوسم کنی
_نه اونطور که تو.......
تا خواست حرفشو کامل کنه لبامو گذاشتم روی لبشو یه بوسه ی طولانی رو باهاش شروع کردم...
حوصله ادامه نیست...
دیدگاه ها (۱)

#درخواستی #تکپارتیوقتی باهاش گیم میزنی و میبازی....... +لینو...

#درخواستی #تکپارتیوقتی دعوا کردین و......_مینجی میشه بس کنی؟...

#درخواستی #تکپارتی هیونلیکس...... +هیوننننن_اوه بیدار شدی صب...

درخواستی #دوپارتیPart 2 ...

هرزه ی حکومتی پارت ۱۰ ا/ت : ...آقای جئون اتاق من کدومه کوک :...

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

فیک مافیای سیاه من part 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط