تنها یک چیز را می‌دانم .

تنها یک چیز را می‌دانم .
نه تنها او را دوست داشتم ،
بلکه تمام ِ ذرات تنم
ذرات تن او را مى خواست .
و آرزو میکردم که
با او در جزیره گمشده ای باشم که #آدمیزاد
در آنجا وجود نداشته باشد ...

- بوف کور/صادق هدایت
دیدگاه ها (۰)

گفتم این کیست که پیوسته مرا می‌خواند‌...خنده زد از بُن جانم ...

🌱:برای همه‌ی ماهمه‌ی روزها فراموش می‌شوندبه جز همان یک روزکه...

هیچ می‌دانی ,چرا چون موج ، در گریز از خویشتن پیوسته می‌کاهم؟...

- همیشه . .به انتهای گریه که می‌رسمصدای ساد‌ه‌ ی فروغ ،اَز ن...

آشنایی با کتاب

میسازم جهان را به کام آرزو هام..

ص۵۹تاقت نداشتم دانشگاه بدون پریسا برایم حکم سلول انفرادی داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط