ز چه جوهر آفریدی، دل داغدار مارا؟

ز چه جوهر آفریدی، دل داغدار مارا؟

که هزار لاله پوشد، پس از این مزار ما را



تن ماچرا بسوزی که تو خود این گناه کردی

تو که بوسه گاه کردی لب پرشرار ما را



چه کنم جز این که گویم «بنِگر به لطف بنْگر

دل گرمسوز ما را، رخ شرمسار ما را»؟



ز سرشک نم فشاندم، به بنفشه زار ِ دوری

که ز بوته ها بچینی، گل انتظار ما را


چو نسیم ِ آشنایی، ز کدام سو وزیدی؟

تو که بی قرار کردی، همه لاله زار ما را


منم آن شکسته سازی، که توأم نمی نوازی

چه فغان کنم ز دستی، که گسسته تار ما را


ز کویر ِ جان سیمین، نه گل و نه سبزه روید

دل رنگ و بو پسندت، چه کند بهار ما را؟



"سیمین بهبهانی"
دیدگاه ها (۱)

life stlye...

شب خوش خورشید اروم بخوابی .

تصویر قشنگی ستبرخورد موج با صخرهدر یک غروب زیبااما ...تا اسی...

Importance of reading

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط