عاشقش شده بود اما حتی به خود هم نمی توانست بگوید که عاشق

عاشقش شده بود اما حتی به خود هم نمی توانست بگوید که عاشقِ اوست. همه‌ی جرئتش را از دست داده بود. آدمی شده بود ترسو که با هر صدایی قلبش شروع می کرد به زدن. عشق و هراس سرکوفته او را از درون می خورد و پوک می کرد. عشق به آدمی ناشناس و هراس از آدم های آشنا و حالا نمی خواست بداند برای چه زنده است!

#نشد
#smilequeen
#پست_جدید #تکست_ناب
دیدگاه ها (۱۴)

خیلی زود دیر میشه... #نشد#تفکر #پست_...

از بعضی اتفاقا که بگذری،دیگه نه چیزی قشنگه نه سخت...!#نشد#حق...

کاش بودی کیمیا...😢😞💔🥴🥴🥴#نشد #تنهایی ...

!ــــــ!💔ــــــ!💔ــــــ!💔ـــــ🙂🖇#نشد ...

اینم از چند پارتی واساکا #عشقی‌ که‌ هرگز‌‌ پذیرفت‌ نشد——————...

تک پارتی ایزانا

𝗽𝗮𝗿𝘁 ³𝐧𝐚𝐦𝐞 𝐧𝐨𝐯𝐞𝐥: قلب های یخ زدلبخند تهیونگ بازهم گشادتر شد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط