آمدے تنها نباشم حیف تنها تر شدم
آمدے تنها نباشم حیف تنها تر شدم
از یقین گفتے برایم،
پاک بے باور شدم
ساده گفتے:
" باورم کن!
با تو مےمانم"!
ولے
رفتے و در شعر تو خط خورده اےدیگر شدم
باز هم در وحشت بے انتهاےفاصله
با هجوم تلخ شب
تا صبح همبستر شدم
در میان شعله ناباورےها سوختم
سوختم در لحظه هاےبےتو،
خاکستر شدم
گفته بودے :
"اولین بیت غزل هاے منے"
حیف رفتے
و دوباره مصرع آخر شدم!
از یقین گفتے برایم،
پاک بے باور شدم
ساده گفتے:
" باورم کن!
با تو مےمانم"!
ولے
رفتے و در شعر تو خط خورده اےدیگر شدم
باز هم در وحشت بے انتهاےفاصله
با هجوم تلخ شب
تا صبح همبستر شدم
در میان شعله ناباورےها سوختم
سوختم در لحظه هاےبےتو،
خاکستر شدم
گفته بودے :
"اولین بیت غزل هاے منے"
حیف رفتے
و دوباره مصرع آخر شدم!
- ۸۰۵
- ۱۳ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط