آنچه به قربانگاه برده است خليل الله نه فرزند ، كه تعلقات
آنچه به قربانگاه برده است خليل الله نه فرزند ، كه تعلقات و دلبستگي جز به خدا بوده است ؛
ببين كه درين روزها ، موسي ترك عصا مي كند ؛ سليمان انگشتري گم مي كند ؛ يعقوب ، يوسف اش ، به چاه مي شود ؛ و خون خدا ، نوه ي محمد و فرزند علي و عزيز فاطمه ، با خاندانش راهي نينوا مي شود ؛
دلت را از غير خالي كن ؛ نفس و غوغاي عالم سافل را چون گاوي بهر خداي قربان كن ؛ كه بفرمود در آيت الهي : [ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ]
پس درود بفرست بر پروردگارت و قرباني كن ...
عيد قربان ؛ بر تمامي اهل قربان ، مسعود باد ؛
ببين كه درين روزها ، موسي ترك عصا مي كند ؛ سليمان انگشتري گم مي كند ؛ يعقوب ، يوسف اش ، به چاه مي شود ؛ و خون خدا ، نوه ي محمد و فرزند علي و عزيز فاطمه ، با خاندانش راهي نينوا مي شود ؛
دلت را از غير خالي كن ؛ نفس و غوغاي عالم سافل را چون گاوي بهر خداي قربان كن ؛ كه بفرمود در آيت الهي : [ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ]
پس درود بفرست بر پروردگارت و قرباني كن ...
عيد قربان ؛ بر تمامي اهل قربان ، مسعود باد ؛
- ۱۸۴
- ۱۲ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط