کـاش گـاهـی مـرد بـودم

کـاش گـاهـی مـرد بـودم
مـی شد تنهـاییم را بـه خیابـان ببرم
سیگـاری روشـن کنم
و نگـران نگـاه هـای مغرضـانـ ه مردم نبـاشمـ

کـاش گـاهی مـرد بودم
می شد شـادی امـ را بـ ه کـوچـه هـا بریزمـ
بـا صدای بلنـد از تـه دل بخندم
و هیچ مـاشینـی برای سـوار کردم تـرمـز نکند

مـن از زن بودنم در این سرزمـین گـاهی سخت گلـه میکنـم..
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳۳ جونگ‌کوک همان‌جا خشک شده بود.صدای مرد دوباره از طبقه...

𝒫𝒶𝓇𝓉 18عقد با رئیس مافیاهوا در پل هان سنگین شده بود.تهیونگ چ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت:13ویو کوکهمین ک...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

p : 1

True Love①(عشق واقعی) مکان: بارا/ت:من باید برم خونه دیروقته ...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

کـاش گـاهـی مـرد بـودممـی شد تنهـاییم را به خیابـان ببرمسیگـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط