قسمت هشتادو یک رمان آوازه زیره آب

قسمت هشتادو یک رمان آوازه زیره آب
....دلم میخواست پله ها رو مث جت بدوئم ولی پام تو گچ بود عینه مچلا پایین رفتم...نسیمه بیشعور یه بدنباشه هم نگفت..وللش!! جلو دانشگاه وایساده بودم تاکسی بگیرم سپره اشغال بجایه اینکه بگه نمیتونی رانندگی کنی برسونمت یه بوق زد و رفت!!! حالا اگ مهدی بود تو پله هام بغلم میکرد...پخخخ ن دیه در این حد هم نه!! بالاخره تاکسی گرفتم و دفتم بیمارستان و گچه پامو باز کردم... آخیش!!! کفش و جوراب از تو کیفم درآوردم و پوشیدم.. راحت شدما.. تو راهم حس میکردم هنوز پام تو گچه!!! یه تاکسی گرفتم واس خونه... آشغال تو بلوار پیادم کرد...دو تا کوچه رفتم تا ب کوچمون رسیدم و رفتم خونه! کلید داشتم رفتم داخل و دره هال رو باز کردم و شترق بستمش!! دره هالمون تویه یه راهروئه که رو به روش دره آشپز خونس سمته چپ هم اتاقه کیاست اونورشم اتاقه منه روبه رو حمام هم اتاق ننه بابامه!! کفشامو شوت کردم..کلی کفش تو راهرو بود و سر و صدا از تو سالن میومد...یا شاچراغ ساعت پنجه عصرم مهمون؟؟؟ رفتم تو سالن اووووف!!! بترکین همه فک فامیل ریختن اینجا ظاهرن!! خواستم بی سر و صدا جیم بشم یهو صدای عموم اومد
-به به آق دوماد!!
دوماد؟ منو کیا که اصن شبیه هم نیستیم خدای اشتباهمون گرفته؟؟؟ حالا عام وللش یه خریه یه عر عری میکنه!! برگشتم یه لبخند پهن زدم و بلند گفتم
-سلام به همه!!!
بعدم داشتن حرف میزدن من دنده عقب رفتم تو اتاقم!!! درو هم بستم!! اخیش... چقد خوبه پات تو گچ نباشه!! راحت شدما!!! حالا آهنگه جدیده سهراب ام جی!! آهنگه لیلا رو گذاشتم و اولش که هیچی...دیگه فازش داده بود بالا که مهدی زنگید!!!
-الو؟؟
-علیک چطوری؟؟؟
-داشتم آهنگ گوش میدادم زنگ زدی!!! قط کن مزاحم!
-ببند دهنتو مزاحم شدن رو بد نشون میدما!!!
-جووون!
-فردا میام شیرازا!!!
-اوووف!! قدمه نحصتو باز میخوای بزاری اینجا؟!!
-بیام بلایه بد سرت میارما!!
-جوووون!! ساعت چن میای؟
-عصر میام...
-اوکی!!
-چی گوش میدادی؟؟
-لیلا!!!
-اوووف بترکی منم داشتم گوش میدادم!!!
کلن خیلی وقتا با هم دیگه یه اهنگ رو گوش میدیم بدونه اینکه هماهنگ کرده باشیم!!!
-به عنم!
-عنه رجیم!
-فردا عصر میخوای بیام ترمینال؟!!
-ن هدیه میاد تو نباشی راحت تریم!!!
-خیلی عنی!! میام!!! به خدا میام!!!! میام تا دستشو گرفتی از وسطتون رد میشم!!!
-بدبخته اوغده ای!!!
-عمته!!!
دیدگاه ها (۱)

قسمت هشتادو دو رمان آوازه زیره آبیهو مامانم اومد تو اتاق...-...

قسمت هشتادو س رمان آوازه زیره آببا قیافه ی هنگ بهش گفتم-حالا...

قسمت هشتاد رمان آوازه زیره آبدهنم باز موند بهش گفتم-عام مگه ...

قسمت هفتادو نه رمان آوازه زیره آبمنم گفتم-تو بخور!!😊 -کیا......

امروز برای اولین بار رفتم دندون پزشکی دست و پام داشت میلرزید...

My idol

شاهزاده دوست داشتنی من

قدم قدم با یه علم ان ‌شاءالله اربعین میام سمت حرمبا مدد شاه ...

My idol

‏🦊[۷:۳۲ ~ ۷:۳۳ به وقت کره]بنگ های ㅎㅎㅎدیروز وقتی کارام تموم ش...

#اونـ_مالـ_منهـ Part9ته:بشین که حالا بزارم برییکوک:میرم من ن...

رومان عشق مافیاپارت 25 از زبان ا/تگفتم : اگر تو دوسم داشتی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط