گیرم فراموشت کنم

گیرم فراموشت کنم
در گیر و دار روزها

اماچہ باقلبم ڪنم
بادردهاباسۅزها

گَیرم‌ڪہ خامۅشت ڪنم
با اشڪ‌هاے خۅد ۅلی

من رابه اتش میکشد
دلداری دلسوزی ها
دیدگاه ها (۱)

از کنار تنهایی من که رد شدیگوشهایت را بگیر ...اینجا سکوت آدم...

لعنت به اونزیادی دوست داشتنهایی کهباعث میشه بهش اجازه بدیهرج...

تکیه گاهم بودی اما پایه هایت لرز داشت مثل دیواری که خشت اول...

اینجا همه یاسنگ میفروشندیا سنگ میزنندیاسنگ می اندازندیا سنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط