وقتی تمام صاعقه ها را جنون گرفت
وقتی تمام صاعقه ها را جنون گرفت
طوفان وزید و قافیه ها بوی خون گرفت
"تا گفتم السلام علیکم شروع شد"
قلب قلم تپید و تلاطم شروع شد
آغاز روضه بود به نام خدا؛ حسین
شاعر نوشت اول این روضه؛ یا حسین
خون جای اشک برترک گونه ها نشست
نام تو بر لب آمد و کوه از کمر شکست
نام تو بر لب آمد و دریا ز شرم سوخت
با جذر و مد نام تو صحرا ز شرم سوخت
نام تو بر لب آمد و کار از جنون گذشت
با تو به رقص آمده طوفان میان دشت
نام تو بر لب آمد و بغض زمین شکُفت
نام تو بر لب آمد و شاعر به گریه گفت:
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"
آمد ندا ز عرش که ماه محرّم است
طوفان وزید و قافیه ها بوی خون گرفت
"تا گفتم السلام علیکم شروع شد"
قلب قلم تپید و تلاطم شروع شد
آغاز روضه بود به نام خدا؛ حسین
شاعر نوشت اول این روضه؛ یا حسین
خون جای اشک برترک گونه ها نشست
نام تو بر لب آمد و کوه از کمر شکست
نام تو بر لب آمد و دریا ز شرم سوخت
با جذر و مد نام تو صحرا ز شرم سوخت
نام تو بر لب آمد و کار از جنون گذشت
با تو به رقص آمده طوفان میان دشت
نام تو بر لب آمد و بغض زمین شکُفت
نام تو بر لب آمد و شاعر به گریه گفت:
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"
آمد ندا ز عرش که ماه محرّم است
- ۶۸۶
- ۲۱ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط