ای دلبری که.می تپداین دل برای"تو"...

ای دلبری که.می تپداین دل برای"تو"...
رخصت نمی دهی...
که شوم آشنای تو...
چیزی نمانده...
جزجان خسته ام...
آن هم اگرقبول کنی...
فدای "تو#
دیدگاه ها (۴)

تو همان مردِ چهار شانه ی مقتدر باشمن همان دخترِ بازیگوشِ لوس...

‏گاهی انقدر از دنیای آدما فاصله میگیریکه یادت میره خودتم از ...

اومدیم دو دقیقه زندگی کنیم همش بی‌قرار بودیم

سوزش چشم من از لذت زیبایی توستخیره بر تو شده ام پلک زدن یادم...

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

اگر کسی دل دیگران را بشکند و درفکری برای آزادی و رنج دیگران ...

مستان همه افتاده و ساقی نمانده... یک گل برای باغبان باقی نما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط