سوار ماشین شدیم
سوار ماشین شدیم
رسیدیم که جونگکوک گفت
جونگکوک: از کنارم جم نمیخوری
ا/ت: باشه
جونگکوک دست ا/ت را گرفت و رفتن تو...
و ا/ت و جونگکوک پیاده شدن و رفتن تو وقتی رفتن تو همه بلند شدن و با کسی که دست جونگکوک را گرفته بود همه تعجب کردن و بعضی از دخترا هم عصبانی شده بودن و جونگکوک و ا/ت رفتن سر یه میز و جونگکوک اصلا دست ا/ت رو ول نمیکنه
ویو ا/ت نگاه های سنگینی روی خودم حس میکردم که سرم رو اوردم بالا و دیدم یه مرده ای همینجوری داره بهم زل میزنه و همنجوری داشتم نگاهش میکردم بهم چشمک زد
ویو جونگکوک
دیدم ا/ت داره به یه مرده داره نگاه چندش اور نگاه میکنه ردش رو از روی چشماش دنبال کردم دیدم داره به هیونجین نگاه میکنه که دیدم هیونجین بهش چشمک زد خون تو رگام جم شد....
(خوب کسایی که نمیدونن هیونجین کیه اون دشمن جونگکوک هست)
رسیدیم که جونگکوک گفت
جونگکوک: از کنارم جم نمیخوری
ا/ت: باشه
جونگکوک دست ا/ت را گرفت و رفتن تو...
و ا/ت و جونگکوک پیاده شدن و رفتن تو وقتی رفتن تو همه بلند شدن و با کسی که دست جونگکوک را گرفته بود همه تعجب کردن و بعضی از دخترا هم عصبانی شده بودن و جونگکوک و ا/ت رفتن سر یه میز و جونگکوک اصلا دست ا/ت رو ول نمیکنه
ویو ا/ت نگاه های سنگینی روی خودم حس میکردم که سرم رو اوردم بالا و دیدم یه مرده ای همینجوری داره بهم زل میزنه و همنجوری داشتم نگاهش میکردم بهم چشمک زد
ویو جونگکوک
دیدم ا/ت داره به یه مرده داره نگاه چندش اور نگاه میکنه ردش رو از روی چشماش دنبال کردم دیدم داره به هیونجین نگاه میکنه که دیدم هیونجین بهش چشمک زد خون تو رگام جم شد....
(خوب کسایی که نمیدونن هیونجین کیه اون دشمن جونگکوک هست)
- ۱۰۵.۳k
- ۰۹ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط