زندگی پر معنا

#زندگی پر معنا
پارت 38
حالا هم ولم کن

میخواستم برم که کوک دستمو گرفت سعی کردم فرار کنم ولی نشد معلوم بود زور من در برابر اون هیچ بود منو محکم گرفت و سمت خودش برگندوند
ـات وایسا وایسا لطفاً برات توضیح میدم
هوم وایسادم توضیح بده ( بغض )
ـ ات ببین من اونشب مست بودم دست خودم نبود نمی‌دونستم دارم چیکار میکنم لطفاً
پس اون عکسا رو میخوای چیکار کنی اون عکسا رو کی فرستاده بود ها ( اشک )
ـ الهی که قربونت برم گریه نکن رفتم بغلش من اشتباه کردم ببخشید
پس دل شکسته ی من !!! دل شکسته ی من چی هوم چجوری میخوای درستش کنی
ـ درستش میکنم قول میدم که دیگه هیچوقت اذیتت نکنم
عکسا رو هنوز بهم نگفتی اونا چی ؟؟
ـ اونا رو نمی‌دونم کی فرستاده یا کار کی بوده ولی مطمعن باش من بجز تو کس دیگه ای رو دوست ندارم لطفاً منو ببخش باشه
به یه شرط میبخشمت
ـ چه شرطی فندق
دیگه دلمو نشکنی و بهم اهمیت بدی باشه !؟
ـ باشه فندق من باشه عشق من دوست دارم
منم دوست دارم
بغل جونگ کوک واقعا آرامش بخش بود خیلی دوسش داشتم وقتی میرم بغلش انگار تو یه دنیای دیگه غرق میشم دوست ندارم هیچوقت از بغلش بیام بیرون عاشق بغلای گرمشم
ـ بیب !؟
جونم
ـ میدونستی خیلی بو توت فرنگی میدی هوممم عاشقتم
تو هم بوی شکلات میدی ( خنده )
ـ همیشه بخند ..البته یادت باشه ها فقط برا من این جوری بخند
جونگ کوک میای یه کاری کنیم !!؟
ـ چه کاری عزیزم
مثلا بریم بازی کنیم
ـ بازی!! مگه ما بچه ایم که بریم بازی کنیم کوچولو
اولن من کوچولو نیستم دومن مگه چشه بازی که فقط برا بچه ها نیست
دیدگاه ها (۳)

عشق دختر باز من

عشق دختر باز من

عشق دختر باز منپارت 34ات: خوشوقتملینو؛: همچنین. داشتم با این...

#رای کشنده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط