نبودنت عادت نمی‌شود

نبودنت عادت نمی‌شود
تازه است مثل هر باران...


#من_او_را_دوست_داشتم



نوشتم رها، سرمست، دیوانه.
کاغذ رو روی میز گذاشتم، گفتم بفرما، این سه تا کلمه‌ی من. دکتر گفت با این سه تا کامل تعریف میشه؟ این‌ها در واقع یکی هستن. گفتم عوض کنم؟ گفت عوض کن. سه تای دیگه بنویس.
نوشتم پرنده، تلخ، دور.
دکتر گفت چون دوره تلخه یا چون تلخه دور؟ گفتم ذاتش دور و تلخه. یعنی اگه نزدیک هم باشه تلخه، اگه شیرین هم باشه دوره. دکتر گفت تصویرش کامله با این سه کلمه؟ گفتم عوض کنم؟ گفت بنویس.
نوشتم شوپن، بوسه، پیراهن من.
دکتر کاغذ رو نگاه کرد بعد من رو. گفت بنویس باز هم. گفتم وقتی پیراهنم رو تن می‌کرد و انگشتهاش پوست ملتهبم رو نوازشم می‌کرد، صدای سولوی پیانوی شوپن پخش می‌شد تو سرم. گفت این کلمات شوق تو رو تصویر می‌کنه، نه اون رو. فکر نکن، چشماتو ببند، باز کن، سه کلمه‌ای رو بنویس که تعریفش می‌کنه.
نوشتم: شراب، آزردگی، فراق.
نوشتم خواستن، ابتلا، نخواستن.
نوشتم آغوش، نوازش، خشم.
خط زدم همه رو. داشتم دکتر رو عاشق تو می‌کردم.
نوشتم جان من است او.
دکتر گفت این چهارتا کلمه شد. گفتم من رو حذف کن. من رو همه حذف می‌کنن، عادت دارم. لبخند زد و برام قرص‌های تازه نوشت که یکیش قرمزه، رنگی که دوست داشتی.😊

#طو چی؟ تو بلدی کسی رو که دوست داری تو سه کلمه تعریف کنی؟

#دلنوشته_های_من
#سبز_متروک
#گمشده_درشهر_خیال


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

‌عشق چیزی نیست که آدمهای ضعیف از عهده‌ی آن برآیند! 👌🏻😉#حرف‌ه...

دلم به دست‌های #طـــو خوش بودبه اینکه این #بهارپاییز را از ل...

بزرگتر شدم؛ اینو از غم‌هایی که دیگه گریه نمیشن فهمیدم.... 😊#...

مَن کِه خود زَخمدارِ خیالاتِ تواَمماندِه اَم این دِلتنگی اَز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط