من یک بار

من یک بار
مرگ را تجربه کرده ام ...
یک نفر شبیه تو
دست یک نفر که شبیه من نبود را
گرفته بود ...
باران هم می آمد !

علیرضا هدایت *
دیدگاه ها (۱)

آه که عشق چه کوتاه است و فراموشی چه بلند ...پابلو نرودا*

مثل گنجشک ها دوست دارمتمثل گنجشک هایی که می دانند پای کدام پ...

دگر آن شب است امشب که ز پی سحر ندارد من و باز آن دعا ها که ی...

می خواستم بهسرباز ها بگویم نامه های معشوقه هایشان را اگربلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط