درمان درد عاشقان صبرست و من دیوانه ام

درمان درد عاشقان صبرست و من دیوانه ام

نه درد ساکن می شود نه ره به درمان میبرم

سعدی
دیدگاه ها (۴)

دانی که من و تو کی به هم خوش باشیم؟آن وقت که کس نباشدالّا من...

ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادستجانم آن لحظه که غمگین ت...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

‌‌به خنجر گر برآرند دیدگانمدر آتش گر بسوزند استخوانماگر بر ن...

اسكار بهترين تعريف حال خراب هم ميرسه به جناب سعدی؛اونجا که م...

درد بی‌درمان سیاسی! شما صدای حضرت آیه الله جوادی آملی را می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط