عشق و عقل درمقابل هم نیستند بلکه درکنار هم اند اما اصل عق
عشق و عقل درمقابل هم نیستند بلکه درکنار هم اند اما اصل عقل است و انسان بدون ملاک حیات ندارد ولی بتواند همچون افسرده ها بدون امید زندگی کند اما نباید بدون امید بود چون بدون امید اکثرا منجر به مرگ جسمی زود رس شده است. عقل مثل راننده و موتور ماشین است و عشق مثل چرخ ها و گاز ماشین است و ماشین بدون راننده و موتور بی معنا و بی اصل و بی اساس و بی روح است و بدون چرخ و گاز نمی تواند شوق و جرقه حرکت و حرکت داشته باشد و مثل عقل به عشق مثل خالق به مخلوقات است. احساس هرگز مال روح نیست بلکه فهم مال روح است و روح ذاتا بدون احساس است و احساس روح جسم است نه روح است و آنچیزی که انسان را از حیوان با احساس متمایز می کند فهم و عقل است پس تاکید بر عقلانیت بیشتر از عشق در دین است اما عشق هم لازم و ضروری است. ایمان دوبخش است یکی عشق و دیگری عقل اما عقل بنای کامل ایمان است و تازه ایمان هم کافی نیست باید عمل صالح (عملی صلح آمیز است و در راه صلح است که با کفار حربی سخت و با مومنین و مسلمین و آزادگان مهربان باشد) و کسی رستگار است که تعقل کرده و با تعقل دیندار شود و در راه دینداری عشق بورزد و عمل صالح بکند و در کنار عمل صالح تقوا پیشه کند.
- ۸۲۱
- ۲۱ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط