#امام_دم_مردن_حاضر_شدند

#امام_دم_مردن_حاضر_شدند
در مدت توقف حضرت رضا (علیه السلام) به شهر نیشابور، روزی وارد حمام شدند، سلمانی و آرایشگر برای تراشیدن موی سر مبارک آن حضرت به حضور معرفی شد و شروع به سر تراشیدن شد، در خاتمه امام توجهی به سنگ دست وی نموده ((سنگ تیز کن تیغ)) سنگ تبدیل به طلا شد.
سلمانی عرض کرد یابن رسول الله طلا از شما نمی خواهیم، تقاضای دیگری دارم.
حضرت فرمود: آنچه میل داری بخواه.
عرض کرد: ای مولا من آن را خواهانم که هنگام رفتن از دنیا در آن وقتی که ملک الموت برای قبض روحم حاضر شود مرا فراموش نفرمائید.
امام (علیه السلام) فرمودند: حالا طلا را بردار، ما به تو قول می دهیم که موقع مردن هم از تو فراموش نکنیم.
امام (علیه السلام) به خراسان آمدند، بعد از مراسم ولایت عهدی، روزی حضرت در میان مجلس ماءمون خلیفه عباسی قرار گرفته بودند در حالی که کلیه وزراء و رجال مملکتی اطراف آن حضرت بودند، یکبار صدای حضرت را شنیدند که فرمود: لبیک و امام را ندیدند به فاصله کمی، دیدند حضرت را که روی مسند است.
ماءمون گفت: یابن رسول الله کجا تشریف بردید.
حضرت فرمودند: مردی سلمانی ((آرایشگری)) در راه که آمدیم در شهر نیشابور از من خواست که دم مرگ کنار بالین او حاضر شوم، من هم به او قول دادم حالا که در مجلس نشسته بودم، صدای او را که در حال احتضار بودم، شنیدم مرا خواست من به وعده خود را وفا کردم، کنار بسترش رفتم و سفارش او را به ملک الموت کردم و برگشتم.
منبع:
همای سعادت: ج 2، ص 114 - دیوان خسرو: ص 110.
دیدگاه ها (۱۰)

18- قالَ امام الرضا(علیه السلام): لا یُجْمَعُ الْمالُ إلاّ ب...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)..

🔶در کتاب محاسن مرحوم برقی در باب سی و هشت چندین روایت را در ...

🏴کراماتی از #امام_جواد علیه السلام#قسمت‌اول♦️اباصلت می‌گوید:...

منتخب روز از کلام خداوند مهربان .آیا خدا را خوانده ایم .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط