در سینه اش آتش فشانی شعله ور دارد

در سینه اش آتش فشانی شعله ور دارد
رودی که حالا درسرش فکر سفر دارد

من می روم از این حوالی دورتر باشم
بغضم مگر دست از گلوی شهر بردارد..
#رویا_باقری
دیدگاه ها (۱)

می گفت دگر باره به خوابم بینیپنداشت که بعد از آن مرا خوابی ه...

روزی ما دوباره کبوترهایِ مان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست...

بشکن دلم که رایحه ی درد بشنوی کس از برون شیشه نبوید گلاب را ...

لالا کن دختر زیبای شبنم لالا کن رویه زانویه شقایقبخواب تا رن...

شهدا خون خدا هستند#شهدا #شهدا اینک که شهر شعله ور بی خیالی ا...

شهید محسن جلالی محل شهادت : عین خوشاینک که شهر شعله ور بی خی...

« وسواس مافیا »خلاصه رمان:The Mafia’s Obsession «یو جه-این» ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط