آدم باید یک خانه در خیالش داشته باشد، یک خانه مثلا جنگلی!

آدم باید یک خانه در خیالش داشته باشد، یک خانه مثلا جنگلی!
که بدانی همیشه سرِ جایش است.
فقط کافی ست چشمانت را ببندی و تمام...
واردش شوی،برای خودت چای دم کنی با عطرِ هِل و دارچین!
سپس بروی صفحه گردانِ موردِ علاقه ات را انتخاب کنی بگذاری تویِ گرامافونِ گوشه ی سالن تا پخش شود...
پرده ها را کنار بزنی و نور همه جا را روشن کند! سری به گلدان هایت بزنی...
بعدش چایت را برداری بنشینی کنارِ پنجره و خودت را به یک آرامشِ خیلی عمیق دعوت کنی! آرامشی که برای یک عمر بی حوصلگی کافیست!
دیدگاه ها (۱)

شبی که آوای نی تو شنیدمچو آهوی تشنه پی تو دویدمدوان دوان تا ...

اینک زنی به باغ می آیدبا معصیت که عصمت گلهاستو سیب های سرخ د...

شعر که شدی لمست میکنمو نت به نت می نوازمتآواز می شوی و از چش...

شاید آرامش همین باشد؛این‌که برای چند لحظه چشم‌هایت را ببندی،...

پروانه جان

حقیقت پنهان پارت ۲ ویو بورام :به سمت اتاق تمرین می رویم و وا...

آدم باید یک خانه در خیالش داشته باشد، یک خانه مثلا جنگلی! که...

آدم باید یک خانه در خیالش داشته باشد، یک خانه مثلا جنگلی! که...

آدم باید یک خانه در خیالش داشته باشد، یک خانه مثلا جنگلی! که...

آدم باید یک خانه در خیالش داشته باشد، یک خانه مثلا جنگلی! که...

آدم باید یک خانه در خیالش داشته باشد،یک خانه ی مثلا جنگلی!که...

آدم باید یک خانه در خیالش داشته باشد...یک خانه‌ی مثلا جنگلی،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط