راز یک وکیل مدافع
راز یک وکیل مدافع♟️⁶
~~~~~~~~~~~~~~~~~
+دایون.
×بله سویون؟
+میخوام یه چیزی بهت بگم.
×بگو.
+راستش.....بابای من یه گانگستره که آدما رو میکشه.
×چی؟ چی داری میگی؟ چطوری میتونی همچین چیزی رو راحت بگی؟
+دایون آروم باش.
×چطوری میتونم آروم باشم؟ دوست صمیمیم یه قاتله و این همه مدت بهم نگفته. از کجا معلوم،شاید این همه مدت میخواستی منو بکشی؟(باگریه)
+دایون مطمئن باش هیچ وقت بهت آسیب نمیزنم.
×دوستی ما اینجا تموم شد.
+دایون لطف_
×ازت متنفرم.
+دایون....
×بهم نزدیک نشو(جیغ)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ویو سویون:
حدود چهار ساله که دارم این خواب لعنتی رو میبینم. پرونده کانگ سو داره پیچیده میشه و هرچی زودتر باید مامان سو رو پیدا کنم. بهتره به هوانگ زنگ بزنم،
+الو سلام هوانگ.
_سلام سویون،چیزی شده؟
+میشه برام مامان سو رو پیدا کنی.
_باشه حلش میکنم.
+فعلا.
بهتر بود یه کوچولو پیاده روی کنم. لباسمو پوشیدم و رفتم پیاده روی. حدود دوساعت پیاده روی کردم و برگشتم خونه. برای خودم یه جاجانگمیون درست کردم و خوردم. تصمیم گرفتم که یه نگاهی به پرونده بندازم. سان تو اولین بازچوییش گفته که سو با نامزد خواهرش دعوا کرده،دلیلش هم معلوم نبوده. به احتمال زیاد مامانش دلیلش رو میدونه. غرق پرونده بودم که هوانگ زنگ زد.
+بله هوانگ چیشده؟
_مامان سو رو پیدا کردم،امشب ساعت هفت توی یه کافه با یکی از دوستاش قرار داره.
+اوکی پس شب میرم پیشش.
_موفق باشی.
تا ساعت هفت چند ساعت وقت بود پس تصمیم گرفتم بیشتر روی پرونده کار کنم.
ساعت شیش نیم:
زود حرکت کردم چون باید زودتر از مهمونه مامان سو میرسیدم. به کافه که رسیدم بعد یکم برسی مامان سو رو پیدا کردم.
(علامت مامان سو= `)
+سلام خانوم کانگ،میتونیم حرف بزنیم؟
`سلام وکیل پارک،باشه حرف بزنیم.
~~~~~~~~~~~~~~~~~
+دایون.
×بله سویون؟
+میخوام یه چیزی بهت بگم.
×بگو.
+راستش.....بابای من یه گانگستره که آدما رو میکشه.
×چی؟ چی داری میگی؟ چطوری میتونی همچین چیزی رو راحت بگی؟
+دایون آروم باش.
×چطوری میتونم آروم باشم؟ دوست صمیمیم یه قاتله و این همه مدت بهم نگفته. از کجا معلوم،شاید این همه مدت میخواستی منو بکشی؟(باگریه)
+دایون مطمئن باش هیچ وقت بهت آسیب نمیزنم.
×دوستی ما اینجا تموم شد.
+دایون لطف_
×ازت متنفرم.
+دایون....
×بهم نزدیک نشو(جیغ)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ویو سویون:
حدود چهار ساله که دارم این خواب لعنتی رو میبینم. پرونده کانگ سو داره پیچیده میشه و هرچی زودتر باید مامان سو رو پیدا کنم. بهتره به هوانگ زنگ بزنم،
+الو سلام هوانگ.
_سلام سویون،چیزی شده؟
+میشه برام مامان سو رو پیدا کنی.
_باشه حلش میکنم.
+فعلا.
بهتر بود یه کوچولو پیاده روی کنم. لباسمو پوشیدم و رفتم پیاده روی. حدود دوساعت پیاده روی کردم و برگشتم خونه. برای خودم یه جاجانگمیون درست کردم و خوردم. تصمیم گرفتم که یه نگاهی به پرونده بندازم. سان تو اولین بازچوییش گفته که سو با نامزد خواهرش دعوا کرده،دلیلش هم معلوم نبوده. به احتمال زیاد مامانش دلیلش رو میدونه. غرق پرونده بودم که هوانگ زنگ زد.
+بله هوانگ چیشده؟
_مامان سو رو پیدا کردم،امشب ساعت هفت توی یه کافه با یکی از دوستاش قرار داره.
+اوکی پس شب میرم پیشش.
_موفق باشی.
تا ساعت هفت چند ساعت وقت بود پس تصمیم گرفتم بیشتر روی پرونده کار کنم.
ساعت شیش نیم:
زود حرکت کردم چون باید زودتر از مهمونه مامان سو میرسیدم. به کافه که رسیدم بعد یکم برسی مامان سو رو پیدا کردم.
(علامت مامان سو= `)
+سلام خانوم کانگ،میتونیم حرف بزنیم؟
`سلام وکیل پارک،باشه حرف بزنیم.
- ۹۶
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط