ما که جوانی نکردیم

ما که جوانی نکردیم
یعنی وقت و حوصله اش را نداشتیم
ما سرمان شلوغ بود ، خیلی شلوغ
به قدری فکر و مشغله رویِ سرمان سنگینی
می کرد ، که درکِ درستی از سن و سال نداشتیم ...
ما حتی کودکی هم نکردیم ،
چشم باز کردیم و پیر بودیم ...
جوری شکستیم ، که زبانِ اعتراضمان ، بند آمد
ما قربانیانِ بدترین بُرهه ی تاریخ بودیم
نسلِ جوانی هایِ بر باد رفته ...
نسلِ بحران و بلا تکلیفی ...
نسلی که بدونِ فریاد ، در دلِ آتشِ زمانه سوخت
ما کم سن و سال ترین سالمندانِ تاریخ بودیم....
#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۱)

تا با هر کسی قاطی نشدیم گفتن مغرورهزود جواب دادیم گفتن ذوق ز...

تـــــومی توانیدریایی را که ماهیانش مرده اند را دریا بدانییا...

باده ی ناب می شوم ، شِعر و کِتاب می شومیکسره خواب می شوم ، ب...

​ما وارثانِ انتظار بودیم. نسلی که به ما یاد دادند فردا روزِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط