دیگر پذیرفتم که تنهایی بدیهی ست

دیگر پذیرفتم که تنهایی بدیهی ست
حتی اگر از آسمان آدم ببارد…!
دیدگاه ها (۰)

به یاد کودکی افتادم و آن بی محلی ها…توکه رد میشدی گل های باز...

بگو‌ به خاطره هایت دگر خیالی نیستشب گذشته دلم را عصب کشی کرد...

انگشت به لب مانده ام از قاعده ی عشقما یار ندیده تب معشوق کشی...

من گنگِ خواب دیده و عالم تمام کرمن عاجزم ز گفتن و خلق از شنی...

♦️‌خاک شد پیکرش و جای خالیش، حتی اگر از آسمان آدم بباره، پر ...

رفتنش را پذیرفتم...اما دلتنگی‌اش را نه.حالا سهم من،سکوتی‌ست ...

مولانا:شمس،چرا هرچه بیش‌تر می‌فهمم،بیش‌تر احساس تنهایی می‌کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط