.

.
زمان، زمانِ رفتنت بود
(قطار سوت کشید
همه گوشِشان را گرفتند
من قلبم را...)
به سرعت دور میشدی،
دوان دوان تا کجا به دنبالت بیایم؟
به خطِ قرمز ایستگاه رسیدم |
همان لحظه فهمیدم، قلبم هم با طُـ سوار بر قطار رفــــت...
.
_سهیل ربیعی
دیدگاه ها (۱)

وقتی با منیمعجزه ای به نام آرامشدر من رخ می دهد!

پارت ۲۳ (دقت کردین زمان رفتن اوبیتو دقیقا افتاد با ساسکه؟ خی...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "60"☆ویو هانا☆با قدم‌های تند از اتاق دور شدم.هنوز ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 113✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط