.

.
زمان، زمانِ رفتنت بود
(قطار سوت کشید
همه گوشِشان را گرفتند
من قلبم را...)
به سرعت دور میشدی،
دوان دوان تا کجا به دنبالت بیایم؟
به خطِ قرمز ایستگاه رسیدم |
همان لحظه فهمیدم، قلبم هم با طُـ سوار بر قطار رفــــت...
.
_سهیل ربیعی
دیدگاه ها (۱)

وقتی با منیمعجزه ای به نام آرامشدر من رخ می دهد!

#تکپارتیاین قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قر...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "60"☆ویو هانا☆با قدم‌های تند از اتاق دور شدم.هنوز ...

پشت نگاه سردت.... 15ویو تهوقتی رسیدیم خونه، در رو باز کردم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط