مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند،قو

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند،قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند.لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند.لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها،قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند ، عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند.مارها باز گشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند.
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خورده شدن به دنیا می آیند
تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است:
اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان؟

«منوچهر احترامی»
دیدگاه ها (۱)

The Fairy's - Monster's wrong love

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

Ten

مطلبی زیبا از منوچهر احترامیمارها قورباغه ها را می خوردند و ...

مطلبی زیبا از منوچهر احترامیمارها قورباغه ها را می خوردند و ...

داستانی زیبا مارها قورباغه ها را می خوردند .. و قورباغه ...

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند قوربا...

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند . قور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط