نخواهم جان پر غم را ،

نخواهم جان پر غم را ،
تویی جانم به جان تو ...
دیدگاه ها (۱)

گل را به چمن گونهٔ رخسار تو نیست

بیدار مانده ام که تو را شعر کنمهزار خیال آمد وتو اما نیامدی ...

برخاستم از خواب!در پلکم توییو نمی‌دانم کجایی...

دانی کهآرزوی تو تنهاست در دلم..؟

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‹ گفته بودم جانِ من ،وابستہ‌ی لبخند توست؟گر ...

نزدیک می‌شود غم تشییع پیکرتاز این غم جان بدهم باز هم کم است....

حلالم کن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط