P

𝐿𝑜𝓋𝑒 𝒾𝓃 𝒶 𝒸𝑜𝓁𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉

از پارکینگ اومدم بیرون به سمت کافه حرکت کردم ،
تازه برای کار به این کافه اومدم قبلا تویه کافه دیگه کار می‌کردم ، به این دلیل از اون کافه اومدم بیرون که
چون از عمارتموم خیلی دور بود برای همین
خلاصه رسیدم رفت دم در منتظر ماندم تا رئیس کافه بیاد
( علامت رئیس ^)
^ سلام
+ سلام رئیس
^ چرا این قدر زود اومدیم
+ نمیخواستم روز اول کار دیر برسم
^ خوبه
هیچی دیگه رفتیم تو کافه لباس کار کنان رو پوشیمدم شروع کردن به کار و تمیز کردن کافه
حدود یک ساعت کافه رو تمیز کردم که یه مشتری اومد
( خب مشتری ما این اقا هست JM)
+ چه پسر جذابی بود
_ اهم اهم [ سرفه الکی ]
+ ببخشید اقا چی میخواید
_ هر چه قدر قهوه تلخ باشه بهتر تر
+ چشم‌حتما تا دقایقی دیگه درست میشه
_ باشه
+ با اجازتون
رفتم تو اشپز خونه تا درست کنم
تلخ ترین کافه رو درست کردم بردم براش
+ بفرمایید
_ ممنون
+ نوشه جان
رفتم تو آشپزخونه
+ واییییییییییی چه لباس جذابی به خاطره عطر تلخش آدم سکته قلبی میکنه مو هاش خیلی خوب بود مخصوصا وقتی میداد عقب
وایییییییییی بلند شد که بیاد حساب کنه
_ ممنون خوب بود چند میشه
+ .......قیمت میشه
_ بفرماید
+ رمز
_ ۷۴۵۶ خسته نباشد
+ مرسی
رفتش ولی خیلی جذاب بود
خلاصه تا ساعت ۳ خیلی مشتری اومد و واقعا خسته شدم
از کافه اومدم بیرون سوار ماشین شدم راه افتادم به خونم تو راه یه حسی که دارم تعقیب دارم میشم از ترس پامو گذاشتم رو گاز
رسیدم رفتم
ویو جیمین
رفتم کافه صبح از خواب بلند شدم یه کافه تو راه دیدم همون جا ماشینو پارک کردن رفتم تو یه دختره اونجا بود ولی خیلی کیوت بود منتظر بود که بیاد سفارش بگیر ولی نیامد
که سرفه الکی کردم از فکر اومد بیرون
اومدم سفارش بگیره گفتم یه قهوه تلخ بیار داشت درست میکرده جذابیت خاصی داشت مخصوصا با کیوت بودنش ترکیب جالبی بود برام
من تا به حال فکر دزدین دختر برای خودم نکردم ولی شاید این اولین بادم باش که بخوام این کارو کنم
خب خوبه بزار به تهیونگ بگم که برام انجام بده و مشخصات برام درباره
قهوه خوردم رفتم حساب کردم اومدم بیرون رفتم تو ماشین زنگ زدم به تهیونگ
مکالمه بین تهیونگ و جیمین
! سلام چه عجب یادی از ما کردی
_ سلام ته ته
! کاری داشتی جیمین
_ اره میخواستم مشخصات یکی رو برام پیدا کنی
!کیه
_ یه دختر
! باز برای کی میخوای
_ نه این بار برای خودم‌میخوام
! به به جیمین جان عاشق شده اره
_ نه نه فقط برای برده میخوام بالاخره
خدمتکارام‌دیگه پیر شدن خوشم نمیاد ازشون
! من باور کردم هاهاها
_ باور نکن حالا کیه مشخصات رو میدی
! ده دقیقه دیگه
_ باشه زنگ میزنم‌فعلا
! فعلا

ادامه دارد ....
ببخشید دیر شد
عکس دوم لباس جیمین
عکس سوم وسطی لباس لیا
عکس چهارم کاف
دیدگاه ها (۰)

کوکیییی بزار بیای بعد برو تتو بزنننننمن گفتم‌ اینها بیان میخ...

برنامه اعضای بی تی اس بعد از سربازی آرام : خوندن کتاب های بی...

مامان ببخشیدددددد

همه بیان خونه ما

Part:3 $شوهر پولی

MONESTER

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط