موپریشان مےکنے؛

موپریشان مےکنے؛
قلبم پریشان مےشود؛
واےازآن روزےکه تو
چشم خمارت واکنے!!!!
دیدگاه ها (۴)

همه چیزرادرآغوش منجاگذاشته اے؛مثل مسافرےکه تمام زندگیش رادری...

دیوانه منمــ؛بےآنکه باشےبےآنکه"حست"کنمـ..هنوز هم دوستت دارمـ...

حرف رفتن میزنے؛حالا که محتاج توامــ؛رفتنت آغازویرانیستــحرف...

اگرروزےازتودرباره ےمن میپرسیدند؛زیادفکرنکنــ؛مغرورانه بگو؛دو...

گفتا چه کسی بود تو را شعر بیاموخت؟! گفتم: به خدا زلف تو و نا...

قلبم شده رنجور زهجران‌تو مادر فکرم شده اینگونه پریشان تو ماد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط